چه کسی می دانست چنین
هیچ
سرما
40 درجه زیر صفر
مانده ام در این یخبندان
خاطرات چرا یخ نمی زنند
ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135
ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144
هنوز جای پای رفته ای پیداست
و سکوت مبهم و سنگین ابر
در انتظار سپیده ی صبح بیداری
اشک خاموش درختان جنگل
این شب، فانوس بی رمق در دست
ای دریغا، آفتاب بی غروبم کو؟
آن شقایق آن نسیم صبحگاهان کو؟
پشت شیشه منتظر
رد پایی هست
ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161
از خویش می گریزم. تا مگر فراموش کنم این همه فاصله را
سرنوشت، تلخ است. تلخ
ابنک معلق ام میان هست ها و نیست ها. معلق ام میان گذاری دردناک
دست های خشن، روح را می آزارد
با این همه هنوز در سایه ی لطافت یاد تو پناه گرفته ام.
تا از هم نگسلم
دفتر عشق...ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146
ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169