از خویش می گریزم. تا مگر فراموش کنم این همه فاصله را
سرنوشت، تلخ است. تلخ
ابنک معلق ام میان هست ها و نیست ها. معلق ام میان گذاری دردناک
دست های خشن، روح را می آزارد
با این همه هنوز در سایه ی لطافت یاد تو پناه گرفته ام.
تا از هم نگسلم
دفتر عشق...ما را در سایت دفتر عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146